محمد تقي جعفري
106
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
برخيز با هم به نزد على ( ع ) برويم و براى زمامدارى با او بيعت كنيم و تو عموى پيغمبرى و من هم مردى هستم كه سخنم در قبيلهء قريش مورد قبول است . و اگر بخواهند ما را از زمامدارى كنار بزنند ، با آنان به كشتار مىپردازيم . آن گاه هر دو نزد امير المؤمنين عليه السلام آمدند . ابو سفيان گفت : يا ابا الحسن ، از اين امر زمامدارى غفلت مكن ، كى بوده است كه ما به قبيلهء تيم پست تسليم گشته بوديم وضع روحى و نيت ابو سفيان روشن بود كه اين سخنان را براى حمايت از دين نمىگويد ، بلكه مقصودش به راه انداختن فساد ميان مسلمانان است كه آن را در اعماق دلش پنهان ساخته بود ( 1 ) . بنا بر اين ، جملهء مورد تفسير را مىتوانيم از دو جهت تحليل كنيم : يكم - با نظر به داستان مزبور . دوم - با نظر به آن قانون كلى كه جملهء مورد تفسير در بردارد . يكم با نظر به داستان مزبور و جريان شگفت انگيز سقيفهء بنى ساعده نتيجه اى كه بدست مىآيد ، اينست كه اصحاب سقيفه با كوشش فراوانى توانسته بودند در كمترين مدتى مسئلهء زمامدارى ابو بكر را بر عده اى بقبولانند و سپس براى تثبيت اين امر ، بنا به نقل ابن ابى الحديد از براء بن عازب ، « ابو بكر و عمر و ابو عبيده » از سقيفه به راه افتاده بهر كسى كه مىرسيدند دست او را گرفته براى بيعت به دست ابى بكر مىكشيدند ، بخواهد يا نخواهد من به حكم عقل اين گونه بيعتگيرى را منكر گشتم » ( 2 ) . مردم بدين ترتيب احساس كردند كه خليفه و زمامدار براى عموم معين شده است . امير المؤمنين عليه السلام را چنان كه در خطبههاى آينده خواهيم ديد ، در اقليت
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه - خويى ج 3 ص 137 و مضمون در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 219 . ( 2 ) مأخذ مزبور ص 219 و 221 .